دبی فورد و تجربه اعتماد به نفس

دبی فورد و تجربه اعتماد به نفس

همیشه خودش را پشت سر مادرش پنهان می‏کرد. از همه چیز می‏ترسید. هیچ کس دوست نداشت کنار کسی باشد که اینقدر ترسو است. هر وقت میخواست کاری را شروع کند صدایی در درونش میگفت که تو نمیتوانی! صدایی که شادمانه همه ی شکست هایی که در طول زندگی اش خورده بود را به رخش میکشید و او تسلیم آن صداها شده بود. همیشه تسلیم میشد همیشه فرار میکرد چون راه دیگری بلد نبود.

دوستانش در مدرسه مسخره اش میکردند. ظاهرش را، صحبت کردنش را، لرزش دست هایش را… اما او جرئت نداشت که جلوی آن ها بایستد. می ایستاد و اجازه میداد ترس و خجالتش برایش تصمیم بگیرند و بعد از اینکه هر ماجرایی تمام میشد او بود و حس بدی که به خودش پیدا کرده بود. همیشه دوست داشت کمی در مدرسه یا در فامیل محبوب باشد اما چه کسی یک فرد ترسوی خجالتی را دوست داشت؟

سال ها گذشت و او در حسرت یک زندگی با اعتماد به نفس بود اما همیشه راه را غلط میرفت. برای به دست آوردن اعتماد به نفس به کارهایی دست زد که فکر میکرد به او اعتماد به نفس میدهد. در نوجوانی برای به دست آوردن اعتماد به نفس خیالی اش معاشرت با افرادی را شروع کرد که شایسته اش نبود و به همین واسطه با مواد مخدر آشنا شد و احساس کرد اعتماد به نفسی که میخواهد را پیدا کرده است. دیگر به هر کسی که دور و برش بود گستاخی و بد دهانی میکرد. با این کارها سعی میکرد خودش را بزرگ و قوی نشان دهد اما وقتی تنها میشد، زمانی که نه مواد مخدری دورش بود و نه دوستی باز هم احساس ترس تمام وجودش را پر میکرد.

بزرگتر که شد برای این که اعتماد به نفسش را نشان دهد زیاد پول خرج میکرد و همه را صرف خرید لباس های مختلف میکرد تا دنیای بیرونی اش را بهتر نشان دهد اما خبری از دنیای درون نبود. در اوج جوانی همه او را به عنوان یک معتاد به مواد مخدر میشناختند. آن موقع بود که اوضاع به حدی وخیم شد که او فهمید یا باید کمک بگیرد و یا بمیرد. بنابراین شروع کرد به رفتن به مراکز ترک اعتیاد. چندین بار شکست خورد و سر انجام وقتی تصمیم گرفت برای آخرین بار اعتیادش را ترک کند به یک مرکز ترک اعتیاد رفت و اعتیادش را ترک کرد. میگوید در آن حمام کثیف در مرکز ترک اعتیاد نیروی درونی اش را شناخت. نیروی درونی که همیشه میخواست برای او پیام بفرستد با او ارتباط برقرار کند و به او برای تغییر مسیر کمک کند اما به دلیل قدرت دادن به نیروی ترسش هیچ وقت به او اجازه ی این کار را نداده بود…

 

 

 

این سرگذشت زنی است که به میلیون ها نفر در سراسر جهان کمک کرد بتوانند زندگی شان را متحول کنند. دبی فورد یکی از زنان موفقی است که در طول زندگی اش با سخنرانی ها و کتاب هایش به افراد زیادی کمک کرده است که زندگی شان را تغییر دهند. این فرد از کودکی تا سالهای جوانی اش از اعتماد به نفس بسیار پایینی رنج برده و سالها تلاش کرده تا این اعتماد به نفس را پیدا کند و خیلی وقت ها برای پیدا کردن این اعتماد به نفس مسیر اشتباهی را رفته است اما در نهایت با تعهدی که به شناخت بهترین کسی که میتوانست باشد داشت توانست به اعتماد به نفس بالایی دست یابد. دبی فورد کتابهای زیادی نوشته است که بسیاری از آن ها به فارسی ترجمه شده است. از جمله ی این کتابها که برای من مفید بود و خواندنش را به شما توصیه میکنم کتاب بهترین سال زندگی است.

 

سرگذشت دبی فورد اینجاست تا به ما بگوید که اعتماد به نفس ذاتی نیست. کسی که به هزاران نفر آموزش داده و در بهترین برنامه های تلویزیونی دنیا مصاحبه کرده است نه تنها از همان اول اعتماد به نفس نداشته است بلکه اعتماد به نفس بسیار پایینی هم داشته است. به اینجا رسیده که متوجه شده است برای ادامه ی زندگی یا باید از اطرافیانش کمک بگیرد یا بمیرد! اما او تصمیم گرفته است که برای زندگی اش کاری کند چون تلخی های یک زندگی بدون اعتماد به نفس و پر از ترس و خجالت را چشیده بود. شاید برای هر کدام از ما زندگی بدون اعتماد به نفس و شهامت این قدر ها هم پر از آسیب و اذیت کننده به نظر نرسد اما در نهایت اگر بدانیم که چقدر زندگی بدون ترس و با شجاعت و اعتماد به نفس میتواند متفاوت از زندگی بدون آن باشد ترجیح میدهیم زندگی یکباره ی مان را با شهامت سپری کنیم. گام اول همین است که بدانیم که میشود زندگی با اعتماد به نفس را تجربه کرد و بعد این که بدانیم زندگی با اعتماد به نفس را کسی جز خودمان نمیتواند به ما هدیه دهدبلکه تنها و تنها خودمان هستیم که باید تصمیم بگیریم با شهامت زندگی کنیم.

با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

4 نظر

  1. علیرضا

    با سلام
    در این مقاله به زیبایی به زندگی ایشان(دبی فورد) پرداختید . مطالب سایتتون بسیار زیبا و کاربردی می باشد .

  2. فاطمه

    کتاب بهترین سال زندگی واقعا کتاب ارزشمند و خوندنیه.
    من دو بار خوندمش. اما به نظرم باز هم جا داره این کتاب رو بخونم.
    ممنون از شما بابت مطالب خوب سایتتان
    موفق باشید استاد عزیز

    1. مرضیه زمردی

      بله این کتاب بسیار زیبا ارزش چندین بار خوندن رو داره. ممنون از نظر ارزشمندتون

قسمت نظرات بسته است