اهمیت اعتماد بنفس

در مقاله ی قبل راجع به گام های ابتدایی برای بالا بردن اعتماد به نفس گفتیم و به ضرورت داشتن انگیزه برای بالا بردن اعتماد به نفس اشاره کردیم. در این مقاله به بیان اهمیت اعتماد به نفس صحبت میکنیم.

تقریبا همه ی ما راجع به ضرورت و اهمیت اعتماد به نفس میدانیم چون همه روزه در محیط خانواده و فامیل یا در اجتماع متوجه تفاوت زندگی افراد با اعتماد به نفس و دیگران میشویم
.
زمانی که حقمان بخاطر خجالتی بودن ضایع میشود
چند وقت پیش با فردی آشنا شدم که در محیط خانواده بسیار پررو و حتی قلدر بود و همیشه حرف هایش را با قلدری به کرسی مینشاند. با خودم فکر میکردم که این فرد چون برایش ناراحتی هیچ کسی مهم نیست حتما در اجتماع هم با همین روش غلطش کارش را پیش میبرد اما پیش هیچ کس با این روش محبوبیتی ندارد. مدتی از آشنایی من با این فرد گذشت. روزی که برای یک مهمانی به منزل خانواده ی این شخص رفتم متوجه شدم که او مدت هاست برای رفتن به یک اداره برای گرفتن حق واضح خود مشکل دارد و دیگران را دنبال کارهای خودش میفرستد و با کمال تعجب آن شب متوجه شدم که او با این همه سر و صدایش اتفاقا خیلی خجالتی است و فقط در محیط خانواده با داد و بیداد کارش را پیش میبرد که این هم نشان دهنده ی خجول بودن اوست. در زمینه ی پرخاشگری و خجولی در آینده توضیحاتی خواهیم داد اما آنچه در این داستان مورد نظر است این بود که خیلی از ما در زندگی شخصی و ارتباطاتمان متوجه میشویم که زندگی بدون اعتماد به نفس چه آسیبهایی به دنبال دارد. در این مثال این شخص باید برای گرفتن حقش به اداره ای مراجعه میکرد اما بخاطر خجالت کشیدن مدام حقش ضایع میشد.
بیان نظر خود
مثال دیگری برای نشان دادن اهمیت این قضیه نظر دادن در جمع های مختلف است. فردی که الان با انجام تمرینات درست و اصولی اعتماد به نفس بالایی پیدا کرده است تعریف میکرد که در تمام سالهای مدرسه شاگرد زرنگی بوده است و معمولا جواب سوالهای معلمان را بلد بوده است اما به این دلیل که اعتماد به نفس کافی نداشته همیشه جواب سوالات را به نفر کناری اش میگفته و دوستش که اعتماد به نفس بالایی داشته پاسخ را بلند به معلم میگفته و در آخر همیشه معلم ها از بغل دستی اش رضایت داشتند و او را به عنوان دانش آموزی درسخوان میشناخته اند.
از کودکی تا پیری
با این حساب متوجه میشویم که اگرمهارت اعتماد به نفس را آموزش نبینیم از کودکی تا بزرگسالی مشکلات زیادی خواهیم داشت. مشکلاتی که با آموزش درست به راحتی قابل حل هستند. تصور کنید اگر مهارتهای مهمی مثل اعتماد به نفس را ما در اول ابتدایی می آموختیم و میدانستیم که چطور میشود بدون دعوا و داد و بیداد یا بدون اینکه دائما خودخوری کنیم و چیزی نگوییم حرفهایمان را به اطرافیان بگوییم و خواسته هایمان را به صورت شفاف مطرح کنیم چقدر زندگی راحتتری داشتیم. مطمئنا زمان به عقب برنمیگردد و هدف از گفتن این مسئله حسرت خوردن نیست! هدف این است که بدانیم برای بالا بردن اعتماد به نفس در خودمان و فرزندانمان نیاز به آموزش داریم و بدون این آموزش های ضروری مجبوریم سختی های زیادی را در زمینه ی موفقیت های خودمان و همچنین ارتباطاتمان در اجتماع متحمل شویم.
نه گفتن
یکی دیگر از مواردی که به اعتماد به نفس نیاز دارد مهارت نه گفتن است. اگر ما نه گفتن را به طور درست و اصولی بلد نباشیم در یکی از این دام ها می افتیم. یا دائما مجبور میشویم برای این که دیگران را از خودمان نرنجانیم به آن ها جواب مثبت بدهیم و همیشه تحت فشار خواسته های متفاوت دیگران باشیم و خودمان را برنجانیم یا اینکه نه را جوری به دیگران بگوییم که آن ها از ما برنجند و دلخور بشوند.

با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

2 نظر

  1. علیرضا سیف

    با سلام خدمت استاد زمردی عزیز
    مقاله شما بسیار عالی بود خود من به شخصه مطالب بسیار آموزنده ای در مورد اعتماد به نفس دریافت کردم
    موفق باشید
    سیف

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *